بازاریابی تجربهمحور
گذاشتن اینکه آدمها چیزی را امتحان کنند به جای خواندن دربارهاش: چیدمان، نمایش زنده و فعالسازی ساختهشده حول لحظهای که ارزش ایستادن دارد.
معرفی
تجربهمحور وقتی جواب میدهد که محصول از تجربه شدن سود ببرد، و وقتی شکست میخورد که تجربه فقط تزیین باشد. اگر کسی بتواند پیشنهاد شما را از یک صفحه بفهمد، یک چیدمان به جای متقاعد کردن، هزینه اضافه میکند. اگر باید حسش کند، مزهاش کند، یا در حال کار ببیندش، هیچ چیز دیگری این کار را نمیکند.
چیز دیگری که موفقیت را تعیین میکند مکان و لحظه است. همان فعالسازی در جایی که آدمها هدفمند از آن رد میشوند، یا در جایی که بدون کاری منتظرند، نتایج کاملا متفاوتی میدهد.
مناسب چه کسانی است
- برندهایی که محصولشان واقعا حضوری بهتر فهمیده میشود
- شرکتهایی که چیزی معرفی میکنند که آنقدر ناآشناست که نمایش لازم دارد
- کسبوکارهایی که در بازاری اشباع از تبلیغات، توجه میخواهند
نگاه ما به بازاریابی تجربهمحور
کارهایی که یک همکاری معمولی شامل میشود. دامنه از اول مشخص است و بعدا هزینه اضافه نمیشود.
توسعه ایده
ایدهای که ارزش ایستادن داشته باشد، ساختهشده حول چیزی که درباره محصول درست است نه حول یک مکانیک.
برنامهریزی مکان و لحظه
کجا و کی، انتخابشده بر اساس تردد و ذهنیت. یک صف و یک مسیر رفتوآمد دو فرصت متفاوتاند.
ساخت و اجرا
ساخت، نصب و واقعیتهای عملی: برق، هوا، مجوز و هر چیزی که یک سایت لازم دارد.
نیروی حاضر
نیروی بریفشدهای که بتواند درباره محصول گفتگو کند، که بیشتر از خود ساخت نتیجه را تعیین میکند.
امتداد دیجیتال
اتصال به بقیه قیف، تا یک تعامل تبدیل به یک مخاطب شود نه یک خاطره خوش.
اندازهگیری
تعامل، مدت توقف، نرخ ثبت و اثر پاییندستی، تعریفشده قبل از ساخت تا فعالسازی قابل قضاوت باشد.
از اولین تماس تا نتیجه
هر بار همین ترتیب، تا همیشه بدانید قدم بعدی چیست.
آزمون فرض اولیه
مشخص کردن اینکه محصول واقعا از تجربه شدن سود میبرد یا نه. گاهی جواب صادقانه نه است.
ایده و مکان
ساختن ایده و مشخص کردن مکانها و لحظههایی که واقعا در آنها جواب میدهد.
ساخت و تمرین
ساخت، نصب و تمرین با نیروی حاضر قبل از اینکه مردم ببینندش.
اجرا و اندازهگیری
اجرای فعالسازی با ثبت داده، و گزارش در برابر معیارهایی که از قبل توافق شدهاند.
نتیجه، نه انبوه فایل
چند فایل تحویلی یعنی پیشرفت نیست. اینها چیزهایی است که باید واقعا عوض شود.
درکی که با تبلیغ ساخته نمیشود
بعضی محصولات فقط بعد از اینکه کسی در دستش گرفته باشدشان قانعکنندهاند.
توجه در یک بازار اشباع
یک حضور فیزیکی توجهی میگیرد که تبلیغ بیشتر نمیگرفت.
محتوا به عنوان محصول جانبی
یک فعالسازی خوب را هم خود حاضران فیلم میکنند و هم شما.
مخاطب، نه فقط نمایش
امتداد دیجیتال، یک تعامل را به چیزی تبدیل میکند که بقیه قیف بتواند رویش کار کند.
پرسشهای رایج درباره بازاریابی تجربهمحور
چیزهایی که معمولا قبل از تماس میپرسند. اگر پرسش شما اینجا نیست، مستقیم بپرسید.
بازاریابی تجربهمحور به هزینهاش میارزد؟
وقتی محصول واقعا باید تجربه شود، بله. وقتی هدف آگاهیای است که کانالهای دیگر میتوانستند بدهند، به ازای هر نفر گران است. آزمون فرض اولیه در قدم یک دقیقا برای همین است که قبل از ساخته شدن هر چیزی صادقانه جواب بدهد.
یک فعالسازی چقدر باید اجرا شود؟
به اندازهای که ساخت را توجیه کند، که معمولا یعنی چند روز تا چند هفته در یک مکان، یا یک تور. فعالسازیهای یکروزه به ندرت هزینه ساخت را برمیگردانند، مگر اینکه محتوا و پوشش رسانهای هدف واقعی باشند.
چطور اندازهاش میگیرید؟
تعامل، مدت توقف، نرخ ثبت مخاطب، و جایی که ممکن باشد مقایسه جستجوی نام برند یا فروش در منطقه فعالسازی با جاهای دیگر. تردد از جلوی سایت معیار هیچ چیزی نیست.
چه چیزی بیشتر از همه در درست درآمدنش اهمیت دارد؟
نیروی حاضر، بیشتر از خود ساخت. یک آدم خوب بریفشده که بتواند به سوال جواب بدهد و بفهمد کسی میخواهد وارد گفتگو شود یا نه، بیشتر از چیدمان نتیجه را عوض میکند.
بازاریابی تجربهمحور برایتان مطرح است؟
بگویید میخواهید چه چیزی عوض شود. اگر گزینه مناسبی نباشیم، همان اول میگوییم و جای بهتری معرفی میکنیم.
دنبال تصویر کاملتر هستید؟
بازاریابی تجربهمحور معمولا کنار کارهای دیگر در رویداد، تجربه و فعالیت حضوری قرار میگیرد. کل این حوزه را ببینید تا ارتباطها روشن شود.
